Thursday, June 19, 2003

If I Give U a Reason For Loving... I Give Me a Reason For Livig

سلام بعد از مدتها دلم واسه این WebLog تنگ شد.
امروز یکم نظا�ت کردم اینجا رو گ�تم یه کوچولو هم توش بنویسم...
دلم گر�ته بخاطر وضع ایران :( یعنی چی میشه آخرش ؟ اونش دست خداست
خوب کم کم ر�ع زحمت کنم چون حر�ی واسه گ�تن ندارم...
مواظب خودتون باشید
پرستو ...

Wednesday, January 08, 2003


گل همیشه بهاره من

دونه های بر� روی گونه هات خونه میکنن دوباره
باز زمستونه و دل نگرونه طاقت دوریت و نداره
ابرای سیاه بین خونه ها دیوار سپید میزارن
از دل تنگم و گل قشنگم انگاری خبر ندارن
بر�ا رو آب کن بیا � سرما رو خواب کن بیا
دیوار انتظار رو بزن خراب کن بیا
خودت خبر نداری ماه شبهای تاری
تو صد تا �صل سرما � گل همیشه بهاری
خورشید عشق ما تو آسمون میتابه
دید سپید عاقبتش چشمهء آبه
�صل قشنگ قصمون تو سبزه زاره
اونجا که هر عاشقیه نور بهاره
بیا همدم این قلب دیوونهء من باش
بیا قشنگ ترین گل تو گل خونهء من باش
بیا که قصر عشق رو تو آسمون بسازیم
بیا که با بهارون دلامون رو بسازیم
بر�ا رو آب کن بیا � سرما رو خواب کن بیا
دیوار انتظار رو بزن خراب کن بیا
خودت خبر نداری ماه شبهای تاری
تو صد تا �صل سرما � گل همیشه بهاری
گل همیشه بهاری
________________________

Thursday, January 02, 2003


قصم به تو که عشق من یه عشقه بی زبونه
به پای تو چه آتیشه ... یه چشمهء جنونه
چو عشق ما به هم رسد...طلوع یک ستارست
تو زندگی برای ما تولدی دوبارست
بکش به زنجیرم... اسیر تقدیرم... �نا پذیرم...
همیشه غمگینم ... غم تو تسکینم
بیا به بالینم... نگذار بمیرم
ای یار من ساحلم تو دریا ... لبریز آرزوها... عاشقترین تو دنیا
ای یار وقتی من و تو شد ما دنیا میشه چه زیبا
حتی تو خواب و رویا

Thursday, December 19, 2002

من خودمم ... نه خاطره
منظره ام..... نه پنجره

************ *&* *************

Thursday, October 17, 2002

خوابیدی بدون لالی قصه ... بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه
دیگه کاووس زمستون نمی بینی... توی خواب گلای حصرت نمی چینی
دیگه خورشید چهرت و نمی سوزونه... جای سیلیای باد روش نمیونه
دیگه بیدار نمیشی با نگرونی... یا با تردید که بری یا که بمونی
ر�تی و آدمکا رو جا گذاشتی... قانون جنگل و زیر پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه ها با مهربونی... تو تو جنگل نمی تونستی بمونی
دلت رو با خود بردی به جای دیگه... اون جا که خدا برات لالایی میگه
میدونم می بینمت یه روز دوباره... توی دنیایی که آدمک نداره

دوست عزیز ر�ته یادت بخیر... چقدر که اذیتت نکردیم.... چقدر که دوست داشتن همه
درسته میگن مرگ حق هست... ولی آیا واسه اونایی که خوبن ؟؟ واسه اونایی که عزیزن ؟؟ چرا خدا همیشه اونهیی رو که دوستشون داریم و میگیره ازمون ؟؟!!!
خدا رحمت کنه همه ر�تگان رو

آخ جون آهنگ تند شد
خواننده میگه که : تو سرزمین عاشقا هی هی ... میگن ز برکت خدا ...هی هی سکه می ا�ته از بها
هر یه ن�ر یه ماه داره تو هر خونه یه شاه داره... قوم و قبیله ای که نیست .. سپید داره و سیاه داره
مهاله که اونجا گم بشی چونکه �قط یه راه داره ...

راست میگه به خدا ... قدر زندگیتون رو بدونید.. هر چند هم که تلخ و سیاه باشه :)

Wednesday, October 16, 2002

چی صدا کنم تو رو؟ تو که از گل بهتری ؟

داداشی گلم ممنون بابت زحمات واسه وبلاگم... خیلی زحمت کشیدی عزیز
این دوره و زمونه کمتر کسی پیدا میشه که تنها به �کر خودش نباشه...هر کسی غرق مثایل خودش هست ولی داداشی من به �کر همه هست
نمیدونم واسه امشب چی بگم �قط امدم که تشکر کنم و برم لالا
تا بعد .....

Sunday, October 13, 2002

یک روز آمدی و گ�تی....
دوستت دارم
یک روز ر�تی و گ�تی....
برای همیشه
ر�تی و از ر�تن تو نسل آینه شکسته
کوچه در خلوت شب
پنجرها همه بسته
آسمان خاکستری رنگ , بغض باران در نگاهش
خنجری در سینه دارد , تودهء ابر سیاهش
بی تو من از نسل بارانم , بارانم , بارانم
چون ابر بهارانم , بهارانم , بهارانم
بی تو من با چشم گریان سیل غم برد آشیانم
خواب سرخ بوسه هایت مینشیند بر لبانم
خواب خوب من

میخوام از باغ بزرگ آسمون سبدی پر از ستاره بر دارم
واسهء اینکه تو زخمی نشی رختی از مخمل ابرها بیارم
دوست دارم هزار هزار ستاره دنباله دار
شبی که عروس میشم , تور سپید من باشه
چه قشنگه آدم خوابهای خوب خوب ببینه
کاشکی زندگی همیشه مثل حر� زدن باشه
بیا چشم بسته به اون دنیا بریم
بیا از پلهء ابرا بالا بریم
یه روز از جادهء شیری ا�ق
بیا تا شهر �رشته ها بریم
بیا با �رشته ها آدما رو نگاه کنیم
برای تنهایشون
گریه و دلسوزی کنیم
وقتی ماه خورشید و از دروازه ها بیرون میکنه
بیا رو مخمل شب
خورشید و گلدوزی کنیم
اگه سرابم نباشه دق میکنم
اگه خوابم نباشه دق میکنم
****اگه عشقم نباشه دق میکنم ****



Wednesday, October 02, 2002

میخوام واستون قصهء شازده خانم رو توی paltalk بگم البته امیدوارم ایت شازده خانم اینا رو نخونه.. آخه بیچاره گناه داره
خوب حالا بریم سر قصه..... یکی بود یکی نبود.... غیر از شازده خانم شازده خانمی توی paltalk نبود... anyways...یک روز که همه توی room جمع بودن و آهنگ میزاشتن یک د�عه میکر�ن
این شازده خانم گیر میکنه...و میپره اون بالا در صورتی که خودش خبر نداشته و در حالی که داشته pm بازی میکرده.... جاتون خیلی خیلی خالی ایشون یکی از اون گازهای سرگردان معده که عذیتشون میکرده رو خارج میکنن از توی شکم مبارکشون....دیگه خلاصه تصور کنید که این room چطور من�جر شد و یک د�عه room خالی از جمعیت شد... همه ر�تن خصوصی... و این شازده خانم هنوز مونده بود با مبسر... آخی ... بیچاره دیگه با اون ID نمیاد online ...
هنوز که هنوزه کسی ازش خبر نداره و �کر کنم بنده خدا خود کشی کرده باشه....
از اون موقع تا حالا میگن ( ببخشید) گوز خانم به جای شازده خانم
قصهء ما به سر رسید ولی شازده خانم پیداش نشد که نشد
*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×

نتیجه:
کسانی که با میکر�ن زیاد کار میکنن مواظب باشن که یک وقت دچار سرنوشت شازده خانم نشن که دیگه هیخی loooool

Saturday, September 28, 2002

سلام سلام سلام سلام همگی سلام... ای زندگی سلام...
ای عزیزان دلم یه روزی ایوون از پرستوها پر میشه باز
ای عزیزان دلم یه روزی سبزه رو باغچه ها چادر میشه باز
ای عزیزان دلم یه روزی دوباره باز غصه ها از دلامون رونده میشن
ای عزیزان دلم یه روزی یه روزی غزلهای مهربون خونده میشن
سلام سلام سلام سلام همگی سلام... ای زندگی سلام...
روزه نو مبارکه روزی نو خونهء نو مبارکه
عشقمون مبارکه مستی و میخونه نو مبارکه
روز میره ه�ته میاد ه�ته میره ماه میاد
باز زمونه ساخته با ما زمونه با ما را میاد

پس با زمونه راه بیایم که زمونه با ما راه بیاد D:

وبلاگم خوشکل شده یا نه؟
اول از همه از آبجی جیگرم پگی تشکر کنم و همین جور از نیمه پنهان عزیز... که وبلاگم رو ص�ایی دادن
�قط مونده که �رم نظرخواهی بذارم که اونم اگر یکی زحوتشو بکشه ممنونم.... ( شرمنده )